تبليغاتX
شیر مرغ تا جون آدمیزاد

شیر مرغ تا جون آدمیزاد

دانستنیها، سئوالات کامپیوتر، مطالب پزشکی، جوک و..

راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد..

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 10:51  توسط احمد  | 

در دنیای پر اضطراب امروز، آرامش و راحتی خیال نعمتی است که بسیاری آرزوی آن را دارند اما برای رسیدن به آن تنها آرزو کافی نیست، بلکه با ید قدم پیش نهاد و کاری کرد. آنچه گفته می شود برخی تکنیک های روانی شناختی است که ضمن کمک به رفع تشویش و نگرانی، آرامش، نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشد:

راز اول: با خدا ارتباط برقرار کنید: حداقل نیاز انسان به روح خدای مانند احتیاج نوزاد به مادر است. به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی و روح ربانی محتاج است.

راز دوم: از آنچه هستید، راضی باشید: بدن وسیله زندگی است نه جوهر آن. آنقدر که ما انسانها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم، یک درخت با تنه اش مشخص نمی شود. تجربیات ما باید مثل درخت به ما شکل بدهد، ولی اینکار را نمی کند.فقط جوهره و وجودمان است که با شرایط محیط از بین نمی رود. رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است و زندگی ما به منزله یک سفر است و هدف نیست. منظور از بیداری فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است، مانند بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی و ... در یک کلام «بیداری الهی»!

راز سوم: مثبت فکر کنید:یاد بگیرید که احساس هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید. به دقت افکارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامی که یک فکر منفی هجوم می آورد، خودتان را وارسی و به جای آن یک فکر مثبت جایگزین کنید.

راز چهارم: بر آرامش درونی تمرکز کنید: در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نیست در چه زمانی. هرچه مسائل پردردسرتر به نظر آیدو هرچه قدر که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم باید فقطه به خلوت گاه درون خویش برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم. چشمانتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور کنید. نور سفیدی فضای دلتان را آرام می کند سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکزکنید.

راز پنجم: قضاوت خود را به تاخیر بیندازید: تمام حوادث برا ی ما پیامهایی دارند که سبب تکامل روحمان می شند. بسیاری از این وقایع فراسوی درک ما و جز‌ اسرار الهی است و تلاش برای فهم حمت خداوند با هوش محدودمان مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است. اگر شما به ظاهر چیزی را از دست می دهید معادل آن شی و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام آنها برای تکامل و زیبایی شما هستند.

راز ششم: صفتهای مثبت خود را افزایش دهید: از غیبت، تهمت، قضاوت نسنجید در باره افراد یا حوادث، حسادت، کینه، دروغ و.. خودداری کنید. زیرا کسی که با انجام دادن این گونه اعمال تراکمی، از نیروهای منفی عذاب می کشد خودتان هستید. زمانی که به دیگران خوبی و کمک می کنید تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند.

راز هفتم: به دستورات اخلاقی احترام بگذارید: از کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید. از خواندن نامه های شخصی و دفتر خاطرات محرمانه دیگران دوری کنید زیرا در صورت رعایت نکردن این دستورات آرامش خود را بر هم می زنید به پدر و مادر خود نیکی کنید و با آنان با صدای بلند صحبت نکنید.چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید و نیازهای آنان را تامین کنید، زیرا که مهر و نیکی به آنان آرامش و نشاط در شما  می شود.

راز هشتم: حس ها را از یکدیگر جدا کنید: اغلب ما به حواس خود توجهی نداریم. حواس پنجگانه را از هم تفکیک و آنها را به صورت مجزا حس کنیم. ذهن را برای بالا بردن آگاهی حسی پرورش دهید. امروز بر بینایی تمرکز کنید و فردا بر مزه. روز بعد بر بویایی و... مثلا زمانی که در حال دوش گرفتن در حمام هستید قطرات آب را روی بدن خود احساس کنید و از اینکه باعث تمیزی و آرامش شما می شود لذت ببرید. یا موقعی که در حال غذا خوردن هستید بر طعم و بوی غذا تمرکز کنید و یا حتی در حال ریختن چای در استکان به صدای ریزش آن توجه کنید. به این ترتیب شروع به جدا کردن تجربیات حسی تان از یکدیگر کنید و از هر کدام لذت ببرید.

راز نهم: دید جدید پیدا کنید: پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند و هنگامی که از زوایای خاص به آنها نگاه می کنید درخشش و زیبایی بی نظیری دارند. خیلی از مسائل در زندگی هنگامی ارزش خود را نشان می دهند که از زاویه درست دیده شوند. ولی نگرش های متشابه  و کلیشه ای دیدن این زیبایی را مشکل می سازد.اگر به هر مسئله ای از زاویه ای درست نگاه کنید در آن چیزهای زیبا و باشکوهی خواهید دید. سعی کنید همه جیز و همه کس را با دیدی تازه ببینید که از طریق عادت تیره و تار نشده اند.

راز دهم: وسایل اضافی را از محیط زندگی تان خارج کنید: اشیا درون خانه را وارسی کنید و از خود بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ لباسهایتان را باز کنید و توجه کنید که آیا به تمام این لباسها احتیاج دارید؟ کتابها را وارسی کنید و از خود بپرسید که آیا دوباره قصد خواندن کتابها را دارید و آیا هنوز لحظه ای را که این شی به یادم می آورد برایم مهم و با ارزش هستند؟ بعد از این بررسیها که به عمل آوردید تمام وسایل و لباستان را به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید زیرا که هر شی انرژی خودش را دارد و اگر به کار نرود در خانه به آب راکد تبدیل می شود. اگر کهنه ای را نگه دارید تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابند. پس برای چرخش انرژی و پیشرفت در زندگی تان وسایلی را که احتیاج ندارید ازمحیط خارج سازید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 9:46  توسط احمد  | 

زن و شوهري با رجوع به دادگاه خانواده به علت نداشتن تفاهم در زندگي، تقاضاي طلاق توافقي كردند.

به گزارش ايسنا، پس از بيان تقاضاي طلاق توافقي از سوي زن و شوهري كه به دادگاه خانواده مراجعه كرده بودند، دادگاه بر اساس توافق زوجين براي پرداخت مهريه‌ي زن به ميزان 124 هزار سكه‌ بهار آزادي به صورت قسط بندي شده، حكم طلاق را صادر كرد.

بر اين اساس،‌ مرد تقبل كرد كه 124 هزار سكه مهريه را به صورت هر ماه، يك سكه پرداخت كند و به اين ترتيب 10هزار و 333 سال يعني تا سال 11717 هجري زمان لازم است تا مهريه زن به طور كامل پرداخت شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 12:1  توسط احمد  | 

چند روز پیش روزنامه جمهوری اسلامی واقعه ورود یک سگ به حرم مطهر امام رضا(ع) را توطئه خواند و مطلبی را هم در روزنامه چاپ کرد. اینک جواب یکی از وبلاگ نویسان به این جمهوری را می خوانید.

۸ آذر ماه ۱۳۸۴    ساعت : ۲۰ , ۰۶
خبرگزاري انتخاب :
پناه بردن یک سگ به آستان منور ثامن الائمه خبری بود که سایت انتخاب هفته پیش از آن حکایت کرده بود.

بعد از پرس و جو از دوستانی که در مشهد ساکن هستند واطمینان از موضوع"دست به قلم برده و حس خود را در قالب الفاظ آوردم.

بعد از گذشت سه چهار روز این بار سایت بازتاب به نقل از روزنامه جمهوری ازتوطئه بودن جریان ورود این سگ خبر داد.

حال چند نکته پیرامون این دو خبر:

1-با توجه به ذکر خبر از خبرگزاری ای که کسی ادعای شهره بودنشان را بر کذب ندارد و علاوه بر آن پرس وجوهای شخصی ظن قریب به یقینی برای نگارنده حاصل کرد که انگیزه نوشتن را درباره موضوع موجب شد.


2-خبر توطئه بودن ورود این سگ مدعای عزیزان ما در روزنامه جمهوری اسلامی می باشد که هنوز هیچ دلیلی بر آن اقامه نکرده اند"و این درحالی است که در مقابل این دعوی عکس و فیلم جریان ورود سگ الان موجود می باشد.(البته هنوز برای نویسنده هم آن یقینی که در علم منطق نیز صحبت از آن است حاصل نشده است ولی بحث اینجاست که در این موضوعات روزمره اصلا آیا به دست آوردن همچین یقینی عملی و ممکن است و لازمه ایجاد یک حس حتما یقین میباشد؟)


3- در خبر روزنامه جمهوری شبه استدلالی هم برای استبعاد موضوع با این تعبیر آمده است که :

سگ یک حیوان نجس العین می باشد و حرم امام معصوم یک مکان مقدس می باشد که احکام شرعی خاص دارد

سئوال:آیا متعلق تکلیف درباره احکام حرم ائمه انسان و یا حیوان؟

جواب:

انسان -مگر در خبر ورود این سگ به حرم کسی مدعی بوده است که انسانی این سگ راهمراه خود آورده است؟

حیوان -به نظر نمیرسد تا حال کسی حکم بر تکالیف شرعیه حیوانات کرده باشد!


سئوال:آیا نجس العین بودن این حیوان (که در متن خبر توطئه آمده است) ربطی به موضوع دارد؟

بله :یعنی اگر نجس العین نبود ممکن بود این خبر صادق باشد!؟

خیر:پس چرا در خبر این صفت حیوان ذکر شده است!؟


4-همانطور که مشخص است شبه این اتفاق که نقل شده است هم قبلا اتفاق افتاده است و همین می تواند پشتوانه باشد برای هضم راحت تر موضوع"که به عنوان مثال به جریان شتری که حدود پانزده سال پیش هم به حرم آمده بود می توان اشاره کرد


5- در پایان عرض شود که :

وقتی این خبر را خواندم در ابتدا کمی ناراحت شدم که چرا آستان قدس به عنوان متولی از اعلام رسمی این موضوع امتناع کرده است "که بعد متوجه شدم شاید بخاطر این نکته است که بعضا ممکن است در محافلی ایجاد شبهه و وهن شود"ولی آیا الان که درباره این مسئله برای بسیاری از مردم سئوال ایجاد شده است آیا وقت این نیست که مسئولان آستان قدس درباره این موضوع اعلام نظری رسمی داشته باشند؟

منبع: وبلاگ حجره 21

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 11:47  توسط احمد  | 

پيرو انتشار اخبار و شايعات مختلف درباره ديدار رئيس‌جمهور با آيت‌الله جوادي آملي و اظهارات دكتر احمدي‌نژاد در اين ديدار، راجع به سفر وي به سازمان ملل، «بازتاب» بخشي از فيلم اين ملاقات را منتشر مي‌كند.   

در اين ملاقات، دكتر احمدي‌نژاد، خاطراتي را از سفر به مقر سازمان ملل بازگو مي‌كند و آيت‌الله جوادي آملي نيز با ذكر رواياتي از پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت، تلاش براي عمل كردن به وعده‌ها و خودداري از فريب مردم را مهم‌ترين تكليف عنوان مي‌كند.

متن سخنان رئيس‌جمهور در رابطه با سفر به سازمان ملل و فيلم آن، در ادامه مي‌آيد:
احمدي‌نژاد: ما به نيويورك كه رفته بوديم، قبل از آن‌كه برويم خيلي جوسازي بود، تهديد كرده بودند كه اگر بياي، دستگيرت مي‌كنيم. گفتم: من مي‌آيم. گفتند: پس امنيت را برقرار نمي‌كنيم. گفتم: پس حتما آنجا خبري هست كه مخالفت مي‌كنند. من مي‌آيم. خدمت آقا هم عرض كردم، همين را فرمودند، گفتند: حتما بايد اين سفر انجام شود، خودشان آنقدر عليه ما تبليغ كرده بودند كه همه گوش‌ها و چشم‌ها را به سمت ما متوجه كرده بودند كه اين هيأت كي هست.

وقتي در خيابان‌ها راه مي‌رفتيم، به هر ساختماني مي‌رفتيم، همه توجهات به سمت هيأت ايراني بود، كأنه هيچ كس ديگري نبود. من روز آخري كه سخنراني كردم، تقريبا همه سران بودند يكي از همان جمع به من گفت: «وقتي تو شروع كردي «بسم‌ا..» و «اللهم» را گفتي، من ديدم يك نوري آمد، تو را احاطه كرد و تو تا آخر در يك حصن و حصاري رفتي»؛ اين را من خودم هم احساس كردم كه فضا يك دفعه عوض شد و همه حدود بيست‌وهفت، هشت دقيقه تمام، اين سران مژه نزدند. اين‌كه مي‌گم مژه نزدند، غلو نمي‌كنم. اغراق نيست، چون نگاه مي‌كردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار يك دستي همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود. چشم‌ها و گوش‌هايشان را باز كرده بود كه ببينيد از جمهوري اسلامي پيام چيست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 11:41  توسط احمد  |