تبليغاتX
شیر مرغ تا جون آدمیزاد

شیر مرغ تا جون آدمیزاد

دانستنیها، سئوالات کامپیوتر، مطالب پزشکی، جوک و..

خدايم اي پناه لحظه هايم .....صدايت مي زنم بشنوصدايم
دوست معمولي ، دوست واقعي
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
ودوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 11:49  توسط احمد  | 

4 ساله بودي:پدرم هر کاري رو ميتونه انجام بده.
5 ساله بودي:اون خيلي قوي و باهوشه.
6 ساله بودي:پدرم از پدر تو باهوش تره.
7ساله شدي:باباي من از باباي تو قويتره.
8 ساله شدي:همه چيز رو هم نميدونه،خيلي چيزهارو نميدونه.
10 ساله شدي:اون موقعها که پدرم پسر بچه بود همه چي فرق ميکرد.
12 ساله شدي:پدرم هيچي در اين مورد نميدونه.پير شده بچگيش يادش نمياد.
14 ساله شدي:زياد حرفهاي پدرم رو تحويل نگير ،خيلي پرته.
18 ساله شدي:درک نميکنه!نمي شه هر حرفي رو بهش زد.شوت ميزنه!
21 ساله شدي:به طور مايوس کننده اي پدرم هيچي حاليش نيست.
25 ساله شدي:بد نيست ازش بپرسم نظرش در اين مورد چيه.هرچي باشه تجربه داره.
35 ساله شدي:ترجيح ميدم با پدرم مشورت کنم.
40 ساله شدي:موندم چطوري تونست از پس اين کار بر بياد.چقدر عاقله.
50 ساله شدي:حاضرم همه چيزمو بدم که پدر برگرده تا من بتونم ۱بارهم شده دستشوببوسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 11:48  توسط احمد  | 

Hosted by Tinypic.com
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 13:21  توسط احمد  |