۱. جناب ناظری! مدتی بود که از جناب عالی بی خبر بودم. می دانم که در خارج از کشور به سر می بردید و با آقا حافظ، کنسرت های متعددی برگزار نمودید. در مورد این برنامه ها برای دوستان علاقه مند، توضیحاتی بفرمایید.
خواهش می کنم. خب، حافظ شش سال است که در نیویورک آهنگسازی می خواند. در حال حاضر هم دانشجوی رشته رهبری ارکستر است. پایان نامه او در مورد شاهنامه فردوسی می باشد که آن را به صورت یک کتاب ارایه نموده است. حافظ، اهداف خاصی در زمینه موسیقی دارد که به هر حال جالب است. او با همکلاسی های خودش گروهی متشکل از سازهای ایرانی و غیر ایرانی تشکیل داده است و با بنده هم صحبت هایی کرد که با آنها همکاری کنم و من هم چون دیدم کار درخوری می تواند باشد، قبول کردم. البته خب، از سوی موسسه موسیقی جهان (The World Music Institute) برای اجرا در بزرگداشت مولانا هم دعوت شده بودم. کار به این صورت بود که همراهی سازهای خارجی، به طور کامل در خدمت موسیقی ملی ایران قرار گیرد. یک بخش کار در مورد مولانای رومی بود و بخش دیگر هم در مورد فردوسی. این برنامه، علاوه بر نیویورک در دیگر شهرها و ایالات آمریکا نیز برگزار شد. به خصوص برای نخستین بار بود که یک گروه موسیقی از ایران در سالن اسکار (Codak Teater) به اجرای برنامه می پرداخت. آن چه که برای ما خیلی عجیب و غیر منتظره بود، استقبال بسیار زیاد مردم بود. با توجه به این که خیلی ها معتقداند که موسیقی سنتی ایرانی دیگر جایگاه خود را از دست داده است و مردم موسیقی های سبک را بیشتر می پسنداند، این برنامه نشان داد که خیر. به هیچ وجه این گونه نیست. کار، خوب باید باشد تا مخاطب را بتوان جذب کرد. حافظ از نوازندگان خارجی نخواسته بود که ایرانی بنوازند، بلکه فقط نقاط اشتراک را تقویت کرده بود که هم آنها کار خود را بتوانند خوب انجام دهند و برای شان سنگین نباشد و هم این که به یک تفاهم فکری و عملی خوب و قابل اجرا دست پیدا نماییم. البته یادآوری کنم که به این نتیجه رسیدیم در حال حاضر بخش فردوسی را کار نکنیم تا ابتدا CD مربوط به آن آماده شود و بعد آن را بر روی صحنه اجرا کنیم.
۲. چطور شد که به این نتیجه رسیدید؟
خودتان خوب می دانید که متاسفانه آثار موسیقی به طور تقلبی وارد بازار می شود و کسی هم نیست که به این مساله رسیدگی نماید! بنابراین به این نتیجه رسیدیم که ابتدا کارها را عرضه کنیم و بعد، بر روی صحنه اجرا نماییم. حداقل تقلب اش کمتر می شود! به طور حتم خبر دارید که اجرای گروه عارف را که ما با ۹ دوربین ضبط کرده ایم، سر از کجاها درآورد!!
۳. خب، جناب آقای ناظری! وقتی این آثار دیر به دست مردم می رسد که بخشی از آن، از حساسیت های خود جناب عالی ناشی می شود، مسلم است که عده ای سودجو همیشه وجود دارند که از این فرصت به دست آمده، به نفع خود می خواهند استفاده نمایند.
خب، دیگر. عرض کردم که کارها را اول منتشر می کنیم و بعد اجرا می کنیم که تا این حد، مشکل به وجود نیاید.
۴. آیا برنامه ای برای آینده دارید؟
والله، معلوم نیست در ایران برنامه ای داشته باشم یا خیر. به هر حال یک سری شرایط درونی و بیرونی باید وجود داشته باشد که برنامه ای خوب اجرا شود. البته خب، ما همیشه عادت داشته ایم که با شرایط نامناسب بیرونی خودمان را وفق دهیم و باز هم در میدان بمانیم! خیلی ها کنار می روند، چون در واقع برای شان این شرایط سخت است، اما ما و امثال ما هنوز هم در میدان هستیم، چرا که مرد میدان های سخت بوده ایم، نه میهمان سفره های رنگین! من در حال حاضر، این آمادگی روانی را ندارم که کاری بخواهم اجرا نمایم. تنها برنامه ای است به صورت یک جشنواره موسیقی در توکیو که در تاریخ ۲۸ جولای برگزار می شود و از بنده هم برای اجرا در آن برنامه، دعوت به عمل آورده اند که به مدت دو شب به اجرای برنامه خواهیم پرداخت.
۵. آثار صوتی و تصویری چه؟
با یک سری مسایلی روبرو هستیم. خب، آن کاری را که گفتم با ۹ دوربین ضبط شده است، آماده است، اما کار چون پر هزینه است، کسی نمی آید خطر کند. ما هم منتظریم!
۶. پس طرفداران و علاقه مندان چه؟ البته در ظاهر نوعی از موسیقی هست که هم خیلی راحت، مجوز می تواند بگیرد و هم این که یک میلیون یا بیشتر فروش داشته باشد!
(می خندد.) وقتی خط مشی درشت نیست، کاری نمی توان انجام داد. به همین دلیل است که کار خوب، اجازه ورود به بازار و در دسترس علاقه مندان قرار گرفتن را ندارد، ولی کار سطح پایین به راحتی مجوز می گیرد و در اختیار عموم قرار می گیرد! در هر صورت موسیقی ما بلاتکلیف است. باید ببینیم چه می شود.

خبر پخش زنده مسابقات جام جهاني از شبكه هاي لس آنجلسي مدت هاست شنيده مي شود، خبري كه حالا معلوم شده تبليغي عوام فريبانه است
تمام داستان، يك سناريوي رياكارانه براي مطرح كردن شبكة جديد بوده و اصلا هم وعدة پخش مستقيم جام جهاني، چيزي جز بازار گرمي نبوده است
64 بازي، 64 پيروزي، 32 تيم، بازي به بازي، گل به گل، لحظه به لحظه... پخش مستقيم مسابقات جام جهاني آلمان در T3 اين جملات با صداي هيجان زدة گوينده روي تصاويري از مارادونا، دل پيرو، حميد استيلي و رونالدينيو در يك شبكة ماهواره اي فارسي زبان پخش مي شود. اين تيزر، 96 مرتبه در شبانه روز روي آنتن مي رود، ولي گويا تمام ماجرا يك خيمه شب بازي مضحك است. نه جام جهاني در كار است، نه پخش مستقيم مسابقات.
تمام ماجرا به تبليغات براي شبكة جديد و جذب آگهي براي آن محدود مي شود. در روزهاي ابتدايي ارديبهشت، عليرضا اميرقاسمي در برنامة He said,She said تمام تماشاگران شبكة Tapesh را غافلگير كرد. خبري كه او داده بود، در عرض يك چشم به هم زدن بين مردم پيچيد. دست آخر هم همه با شگفت زدگي تمام به خودشان قبولاندند كه يك شبكة تلويزيوني روي ماهواره هات برد، (Hot Bird) مسابقات جام جهاني 2006 را مستقيم پخش مي كند. امير قاسمي حتي وعدة راه اندازي يك شبكة جديد را هم داد. شبكه اي كه نامش قابل پيش بيني بود: T3 Time . با وجود اين، ديگر اصلا توضيحي بابت T3 و پخش مستقيم جام جهاني در اين شبكة تلويزيوني داده نشد. تنها هر پانزده دقيقه يك بار، تيزر تبليغاتي شبكة جديدكمپاني pbc در دو شبكة وابسته به آن پخش مي شد. اين تيزر كه در همان ابتدا مشكوك به نظر مي رسيد، از پخش 64 بازي زنده از يك شبكه خبر مي داد. اما چنين چيزي غيرممكن است چون 16 بازي به صورت همزمان برگزار مي شوند. با اين حال، هيچ گاه به اين سؤال پاسخي داده نشد. در عوض، طي اين مدت، كمپاني pbc يك قرارداد يك ماهه با مهران مُلك آرا بست تا در سي روز برگزاري مسابقات جام جهاني، او مسؤوليت ساخت برنامه هاي ورزشي T3 را برعهده بگيرد. ملك آرا كه ساكن آمريكاست، مي گويد: از من خواستند كه ليست مجري هاي شوهاي فوتبالي را بدهم. حتي اصرار مي كردند كه شخصيت هاي سياسي وارد بازي نشوند و ما هم رعايت كرديم. البته ظاهرا از ابتدا هم تمام اثاث كشي تنها براي يك ماه جام جهاني بوده: پس از جام جهاني، قرارداد ما تمام مي شد و T3 مشي اصلي خود را دنبال مي كرد. مد، آشپزي و ورزش، سه حوزه اي بودند كه T3 پس از جام جهاني سراغ آن ها مي رفت تا در كنار موسيقي در T2 و آرايشگري و سينما در Tapesh تمام سرگرمي ها در سه گانة pbc جايي براي خود داشته باشند.
اما تنها چند روز پس از پخش تيزرهاي T3، نوبت به واكنش شبكه هاي رقيب رسيد. مجريان با سابقة اين شبكه ها تمام ماجرا را يك مانور تبليغاتي براي T3 مي دانستند كه به هيچ وجه قابل اجرا نيست. اما مسعود جمالي و عليرضا اميرقاسمي شركاي تجاري كمپاني pbc با اطمينان، از پخش 64 بازي جام جهاني در شبكه T3 حرف مي زدند. حتي در اين بين، پاي يكي از بندهاي قانون پخش مسابقات جام جهاني هم پيش كشيده شد. بندي كه ممنوعيت پخش زندة مسابقات جام جهاني در شبكه هاي هات برد به صراحت در آن به چشم مي خورد. ولي باز هم شبكة جنجالي با اصرار تمام، هر پانزده دقيقه يك بار، تيزر شبكة جديد خود و پخش مستقيم مسابقات جام جهاني را پخش مي كرد. اين در حالي بود كه با وجود همة كنجكاوي ها هيچ يك از مجريان شبكه توضيح بيشتري دربارة چگونگي برنامه هاي شبكه هاي جديد نمي دادند. اما مهران ملك آرا مدير ورزشي شبكه T3 برخلاف سياست سكوت مجريان شبكة مادر، اصل ماجرا را مي گويد: واقعيت اش اين است كه به مشكل برخورده ايم. تا جايي كه من در جريان هستم، در Tapesh همه به دنبال حل كردن مشكلات هستند. ولي احساس مي كنم بايد قيد پخش مستقيم مسابقات جام جهاني در T3 Time را زد. ملك آرا از مشكلي كه سر راه پخش مسابقات جام جهاني از ماهواره قرار گرفته، حرفي نمي زد. به جاي آن مي گويد: مشكل ماجرا را به ما هم نمي گويند!
اما مي توان حدس زد مشكل همان بندي است كه به شبكه هاي هات برد اجازة پخش مسابقات جام جهاني را نمي دهد. با اين حال، يك احتمال ديگر هم وجود دارد: اين كه تمام داستان، يك سناريوي رياكارانه براي مطرح كردن شبكة جديد بوده و اصلا از روز اول هم وعدة پخش مستقيم جام جهاني، چيزي جز بازار گرمي براي اين شبكه نبوده است. ملك آرا مي گويد: همين كه براي يك ماه پشت سر هم نام شبكه را در تيزرهايشان مي آورند، بزرگ ترين تبليغ براي اين شبكه به حساب مي آيد. الان شركت هاي زيادي از امارات براي آگهي دادن به اين شبكه قرارداد بسته اند. تمام آن ها به خاطر پخش مستقيم مسابقات جام جهاني آگهي داده اند. حالا اصلا فرقي ندارد كه اين شبكه جام جهاني را پخش كند يا نه. قراردادها بسته شده و حالا T3 مي تواند بزند زير همه چيز. ملك آرا خودش اصلا اميدي به تماشاي جام جهاني در T3 ندارد.
با اين حساب، احتمال پخش مستقيم جام جهاني در شبكه T3 به صفر ميل مي كند. با وجود اين، باز هم هر روز 96 مرتبه در شبكة تلويزيوني Tapesh و 96 مرتبه در شبكه تلويزيوني T2، تيزر تبليغاتي پخش زندة جام جهاني در T3 روي آنتن مي رود. غير از سوء استفاده از جام جهاني، ماجرا توجيه ديگري ندارد.

