تبليغاتX
شیر مرغ تا جون آدمیزاد

شیر مرغ تا جون آدمیزاد

دانستنیها، سئوالات کامپیوتر، مطالب پزشکی، جوک و..

علت دروغ گفتن مردها

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه
وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. " آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه

فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟

جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد
يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. (هههههههه

هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟
اوه فرشته، زنم افتاده توي آب

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟

" آره " هيزم شكن فرياد زد

فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه

هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز " نه" ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 11:28  توسط احمد  | 

 (قبل و بعد از نامه احمدی نژاد)

بر اساس گزارشات موثق! رسیده از کاخ سفید، مقام مسئولی در کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود اعلام کرد که بعد از دریافت نامه احمدی نژاد رئیس جمهور ایران اسلامی به رقم اینکه تصور می رفت این نامه تاثیر زیادی بر بوش نگذاشته است ،شواهد حاکی از آن است که این نامه تاثیر عمیقی بر ایشان گذاشته است و او را از عملکرد غیر مسئولانه و گمراهانه خود در مدت تصدیگری ریاست جهموری ینگه دنیا نادم و پشیمان نموده است تا جایی که مخفیانه با احظار امام جمعه واشنگتن در حضور ایشان به دین اسلام مشرف گردیده و بلافاصله "فرست لیدی" را هم به این امر خداپسندانه دعوت نموده است و تهدید نموده که در غیر اینصورت او را به فور شش طلاقه! می کند.گزارشات فوق تا زمانی که عکس او به همراه حاج خانوم فاش نشده بود تایید نگردیده بود. لذا عکس فوق، بوش به همراه حاج خانوم قبل و بعد از قرائت نامه احمدی نژاد را نشان می دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 10:59  توسط احمد  | 

 گپ‌ دوستانه با بنيامين‌: 7 ماهه خواننده شدم
 
(بنيامين‌) خواننده‌ جواني‌ است‌ كه‌ با ترانه‌ دنيا ديگه‌ مثل‌ تو نداره‌ نداره‌، نه‌ مي‌تونه‌ بياره‌ به‌ شهرت‌ رسيد، پس‌ از اين‌كه‌ چند سال‌ بازار موسيقي‌ از تب‌ هميشگي‌ برخوردار نبود، و به‌ نوعي‌ راكد بود، بنيامين‌ آلبوم‌ (سال‌ 85) را روانه‌ بازار كرد، گرچه‌ ترانه‌هاي‌ اين‌ آلبوم‌ پيش‌ از اين‌كه‌ مجوزدار روانه‌ بازار شود، دست‌ به‌ دست‌ مي‌چرخيد و همه‌ از يك‌ آلبوم‌ بدون‌ مجوز صحبت‌ مي‌كردند، اما وقتي‌ در سال‌ 85 آلبوم‌ روانه‌ بازار شد، همان‌ افراد متوجه‌ شدند كه‌ آلبوم‌ (بنيامين‌) مجوز دارد... پس‌ از تعطيلات‌ نشريات‌ زيادي‌ به‌ سراغ‌ بنيامين‌ رفتند و با او مصاحبه‌ كردند، از اين‌ رو سعي‌ كرديم‌ كه‌ با او گفتگويي‌ متفاوت‌ انجام‌ دهيم‌، گپي‌ دوستانه‌ روي‌ پشت‌ بام‌ خانه‌ بنيامين‌ انجام‌ پذيرفت‌. (گفتگو با بنيامين‌) را بخوانيد:
- بنيامين‌ چطور وارد دنياي‌ هنر شد؟
بنيامين‌: 14 سالم‌ بود كه‌ اولين‌ شعرم‌ را گفتم‌، كلاسيك‌، سپيد و بعد هم‌ ترانه‌. در سن‌ نوزده‌ سالگي‌ هم‌ نواختن‌ گيتار را فرا گرفتم‌ و از اين‌ رو با هنر آهنگسازي‌ آشنا شدم‌، خوانندگي‌ هم‌ كه‌ عمر طولاني‌ ندارد، حدودا 7 ماه‌ است‌.
- چه‌ كارهايي‌ را به‌ طور مشخص‌ براي‌ آهنگسازي‌ انجام‌ داديد؟
بنيامين‌: تعدادي‌ كار را براي‌ چند خواننده‌ از جمله‌ (ناصر عبدالهي‌) ساختم‌ به‌ نام‌ (منو ببخش‌) كه‌ خيلي‌ از اين‌ كارها در مرحله‌ توليد و انتشار آلبوم‌ قرار داشته‌ و توزيع‌ نشده‌، پيش‌ از اين‌ هم‌ كارهاي‌ متعددي‌ را براي‌ گروه‌ كودك‌ انجام‌ دادم‌، مثل‌ برخي‌ آهنگ‌هاي‌ چرا و چيه‌ در آلبومي‌ به‌ نام‌ (گل‌هاي‌ رنگين‌ كمان‌) كه‌ دست‌اندركاران‌ معتقد بودند كار متفاوتي‌ شده‌ است‌، حالا نمي‌دانم‌ در اين‌ زمينه‌ تا چه‌ اندازه‌ موفق‌ ظاهر شدم‌.
- كدام‌ يك‌ از آهنگ‌هاي‌ چرا و چيه‌ كار شما بود؟
بنيامين‌: چيكه‌ چيكه‌، آب‌ تني‌.
- آهنگسازي‌ يا خوانندگي‌، كدام‌ يك‌ را بيشتر دوست‌ داريد؟
بنيامين‌: آهنگسازي‌ را به‌ مراتب‌ بيشتر دوست‌ دارم‌.
- به‌ عنوان‌ شنونده‌ موسيقي‌، كارهايي‌ را كه‌ در زمينه‌ خوانندگي‌ انجام‌ دادي‌ را مي‌پسندي‌ يا آهنگسازي‌؟
بنيامين‌: چون‌ تمام‌ كارها را انتخاب‌ كرده‌ بعد انجام‌ دادم‌ به‌ يك‌ اندازه‌ دوست‌ مي‌دارم‌.
- شهرت‌ چند درصد از هدف‌ بنيامين‌ بود؟
بنيامين‌: هيچكس‌ (به‌ خصوص‌ افرادي‌ كه‌ كار هنري‌ مي‌كنند) از شهرت‌ بدشان‌ نمي‌آيد ولي‌ شهرت‌ آخر چيزي‌ نبود كه‌ من‌ مي‌خواستم‌، دايره‌ هنر وسيع‌تر از اين‌ مسايل‌ است‌.
- سقف‌ كار يك‌ خواننده‌ كجاست‌؟
بنيامين‌: به‌ عقيده‌ من‌ اگر يك‌ هنرمند براي‌ خودش‌ سقف‌ بزند آن‌ روز، لحظه‌ مرگش‌ خواهد بود، يعني‌ سقف‌ هنر مرگ‌ است‌.
- شهرتي‌ كه‌ امروز به‌ دست‌ آوردي‌ را چطور حفظ خواهي‌ كرد؟
بنيامين‌: تنها راه‌ حفظ شهرت‌، محبوبيت‌ است‌.
- چطور؟
بنيامين‌: وقتي‌ ما مردم‌ را دوست‌ بداريم‌ و برخورد درستي‌ با آنها داشته‌ و در خصوص‌ آنها مثبت‌ فكر كنيم‌، مسلما برايشان‌ احترام‌ قايل‌ خواهيم‌ بود و در توليد كارهاي‌ بعدي‌ دقت‌ مي‌كنيم‌ تا كاري‌ بد تحويلشان‌ نداده‌ و چيزي‌ در شان‌ و مقام‌ خودشان‌ ارايه‌ دهيم‌ و اين‌ در درجه‌ اول‌ باعث‌ محبوبيت‌ و در وهله‌ دوم‌ نيز حفظ شهرت‌ خواهد شد.
- پس‌ با اين‌ تفاسير اصول‌ اخلاقي‌ را رعايت‌ مي‌كنيد...؟
بنيامين‌: تا جايي‌ كه‌ بتوانم‌، در برخوردهايم‌ رعايت‌ اصول‌ اخلاقي‌ را مي‌كنم‌، هيچ‌گاه‌ دوست‌ ندارم‌ كاري‌ كنم‌ تا كسي‌ از من‌ رنجيده‌ خاطر شود، مردم‌ ما در اين‌ خصوص‌ اين‌ موضوع‌ (اصول‌ اخلاقي‌) خيلي‌ دقيق‌ و حساس‌ هستند، از اين‌ رو در جامعه‌ ما محبوبيت‌ پيش‌ و بيش‌ از شهرت‌ مطرح‌ است‌، از طرفي‌ محبوبيت‌ حاصل‌ نخواهد شد مگر با رعايت‌ اصول‌ اخلاقي‌، همواره‌ معتقدم‌ قيمت‌ ارتباط و دوست‌ داشتن‌ بسيار بسيار بالاتر از توليد كار است‌.
- در اين‌ مدت‌ هفت‌ ماه‌ كه‌ خواننده‌ شديد، چقدر در بين‌ مردم‌ چهره‌ شناخته‌ شده‌اي‌ هستيد؟
بنيامين‌: تا پيش‌ از انتشار رسمي‌ و مجاز آلبوم‌، درصد خيلي‌ كمي‌ از مخاطبين‌ با چهره‌ام‌ آشنا بودند، اما حالا...
- تا به حال‌ امضا هم‌ داديد؟
بنيامين‌: (بلند مي‌خندد و...) يك‌ كمي‌...
- معمولا چه‌ جمله‌اي‌ را كنار امضا مي‌نويسيد؟
بنيامين‌: هميشه‌ به‌ دنبال‌ جمله‌اي‌ هستم‌ كه‌ تناسب‌ شخصيت‌ و شان‌ مخاطبم‌ باشد و خداي‌ ناكرده‌ بي‌احترامي‌ صورت‌ نگيرد.
- اگر مايليد يك‌ بار ديگر توزيع‌ غيرمجاز كار را توضيح‌ دهيد؟
بنيامين‌: براي‌ دو شركت‌ آواي‌ نكيسا و ترانه‌ شرقي‌ آهنگسازي‌ مي‌كردم‌، خب‌ مديران‌ به‌ دنبال‌ ارايه‌ كاري‌ متفاوت‌ و مردم‌پسند در زمينه‌ موسيقي‌ پاپ‌ بودند، از اين‌ رو تيمي‌ را تشكيل‌ دادند كه‌ من‌ نيز عضو كوچكي‌ از آن‌ به‌ حساب‌ مي‌آمدم‌. براي‌ شروع‌، به‌ صورت‌ امتحاني‌ دو كار را بر روي‌ آهنگ‌هايي‌ كه‌ ساخته‌ بودم‌، خواندم‌ كه‌ متاسفانه‌ لو رفت‌; نمي‌دانم‌ از چه‌ طريقي‌...

- مهمترين‌ ويژگي‌ آلبوم‌ (85) معرفي‌ يك‌ عشق‌ فرا زميني‌ و يا عشقي‌ كه‌ شايد خيلي‌ نمي‌بينيم‌ و كمتر شاهدش‌ هستيم‌، مي‌باشد...؟
بنيامين‌: شايد به‌ همين‌ دليل‌ از اين‌ كار خيلي‌ استقبال‌ شد، آدم‌ها به‌ نوعي‌ گمشده‌ خود را پيدا كردند، آنقدر عشق‌هاي‌ پاپ‌ امروزي‌ برايشان‌ تلقين‌ شده‌ كه‌ كلام‌ اين‌ اثر همه‌ را جذب‌ نمود.
- خودتان‌ هم‌ در ترانه‌ها دخالت‌ داشتيد؟
بنيامين‌: سراينده‌ اين‌ كارها (فريد احمدي‌) است‌، اما به‌ دليل‌ سابقه‌ من‌ در زمينه‌ شعر و ترانه‌، پيشنهاداتم‌ را مي‌پذيرفت‌.
- چرا تمام‌ ترانه‌ها داراي‌ يك‌ موضوع‌ و مضمون‌ است‌; عاشقي‌ كه‌ از معشوقش‌ دور شده‌؟
بنيامين‌: اين‌ آلبوم‌ همان‌ طور كه‌ مي‌دانيد در مدت‌ زمان‌ بسيار كوتاهي‌ توليد و منتشر شد، خب‌ در اين‌ مدت‌ يك‌ حس‌ داشتيم‌، از طرفي‌ خوشبختانه‌ من‌، فريد احمدي‌ و نيما وارسته‌ خيلي‌ اتفاق‌ نظر و احساس‌ مشترك‌ در خصوص‌ موارد مختلف‌ داشتيم‌ كه‌ اين‌ موضوع‌ كمك‌ بزرگي‌ به‌ ما كرد.
- در يكي‌ از ترانه‌ها مي‌گوييد: (امروز درست‌ يك‌ سال‌ و ده‌ ماه‌ و دو روزه‌ كه‌ نديدمت‌...) اين‌ نشان‌ از فاصله‌ بين‌ عاشق‌ و معشوق‌ دارد، حالا نمي‌دانم‌ اين‌ موضوع‌ در خصوص‌ شما صدق‌ مي‌كند يا فريد احمدي‌؟
بنيامين‌: اين‌ گفتن‌ تاريخ‌ شايد بيانگر همان‌ گفته‌ شما باشد كه‌ مدت‌هاست‌ از عشق‌ درست‌ و دوست‌ داشتن‌ صحيح‌ فاصله‌ گرفتيم‌.
- آن‌ هم‌ به‌ اين‌ دقيقي‌...
بنيامين‌: با خنده‌ مي‌گويد:اين‌ دقت‌ در تاريخ‌ موضوع‌ ديگري‌ را نشان‌ مي‌دهد كه‌ حالا عاشق‌ روزشماري‌ را شروع‌ كرده‌، حالا دارد چوب‌ خط مي‌زند و تقويم‌ را مرور مي‌كند كه‌ از عشقش‌ دور شده‌، اين‌ عدد هم‌ نشان‌دهنده‌ عشق‌ واقعي‌ است‌. نه‌ صرفا يك‌ سال‌ و...
- در كدام‌ دانشگاه‌ تحصيل‌ مي‌كنيد؟
بنيامين‌: رودهن‌.
- اگر اشتباه‌ نكنم‌ ورودي‌ 80 هستيد، هنوز فارغ‌التحصيل‌ نشديد؟
بنيامين‌: مي‌خندد و با كمي‌ مكث‌ مي‌گويد: اگر خدا بخواهد امسال‌ به‌ اتمام‌ خواهد رسيد.
- معمولا با احساس‌ جلو مي‌رويد يا منطق‌؟
بنيامين‌: هر يك‌ در رفتار و تصميم‌گيري‌ها، جايگاه‌ و نقش‌ خود را دارند، فراخور كاري‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهم‌ تاثيرگذار خواهند بود، برخي‌ اوقات‌ احساسي‌ و برخي‌ مواقع‌ منطقي‌...
- دو كار هم‌ براي‌ محرم‌ خوانديد كه‌ در آلبوم‌ 85 نيست‌، آنها چطور لو رفت‌؟
بنيامين‌: دو سال‌ پيش‌ چند ماه‌ مانده‌ به‌ محرم‌ از سوي‌ يك‌ شركت‌ نيمه‌ دولتي‌ كاري‌ مذهبي‌ براي‌ ساخت‌ به‌ من‌ داده‌ شد، آن‌ كار را در استوديوي‌ خصوصي‌ آن‌ شركت‌ خواندم‌ البته‌ فقط براي‌ امتحان‌، چون‌ خواننده‌ ديگري‌ براي‌ اين‌ كار انتخاب‌ شده‌ بود كه‌ با صداي‌ آن‌ خواننده‌ هيچ‌گاه‌ كار در ارشاد مجوز نگرفت‌، دليلش‌ را هم‌ نمي‌دانم‌، بعد از گذشت‌ چند ماه‌ متوجه‌ شدم‌ دو كار آن‌ آلبوم‌ غيرمجاز آن‌ هم‌ با صداي‌ من‌ منتشر شده‌.
- عاشق‌ترين‌ فردي‌ كه‌ تاكنون‌ ديديد؟
بنيامين‌: خودم‌، چون‌ از دل‌ عاشق‌هاي‌ ديگر خبر ندارم‌، اما خودم‌ را خيلي‌ خوب‌ مي‌شناسم‌.
-اولين‌ كسي‌ كه‌ گفت‌ صداي‌ خوبي‌ داري‌؟
بنيامين‌: راستش‌ تا به‌ حال‌ هيچ‌ كس‌ نگفته‌ كه‌ صداي‌ خوبي‌ دارم‌.
-خانواده‌ات‌ در اين‌ خصوص‌ چه‌ نظري‌ دارند؟
بنيامين‌: خيلي‌ جدي‌ نمي‌گيرند، يعني‌ روش‌ خانوادگي‌ ما براي‌ پيشرفت‌ بچه‌ها اينست‌ كه‌ موفقيت‌ها را خيلي‌ جدي‌ نگيرند، خواهرم‌ و برادرانم‌ در كارهايشان‌ موفقيت‌هاي‌ زيادي‌ كسب‌ كردند كه‌ از طرف‌ خانواده‌ تشويق‌ نشدند.
-اولين‌ بار كه‌ صداي‌ خودت‌ را به‌ عنوان‌ خواننده‌ شنيدي‌، چه‌ كار كردي‌؟
بنيامين‌: خوب‌ به‌ عنوان‌ يك‌ آهنگساز بر روي‌ آهنگ‌هاي‌ ساخته‌ شده‌ مي‌خواندم‌، اما در جايگاه‌ خواننده‌ وقتي‌ اولين‌ كار را خواندم‌ از دوستانم‌ فريد و علي‌ خيلي‌ سئوال‌ پرسيدم‌ كه‌ خوب‌ شده‌ يا نه‌؟ چون‌ به‌ نظر جمع‌ خيلي‌ معتقدم‌ و مطمئنم‌ كه‌ جمع‌ انتخاب‌ اشتباهي‌ ندارد و بعد از آن‌ مدت‌ها فكر مي‌كردم‌.
- به‌ چي‌؟
بنيامين‌: كه‌ حالا براي‌ بهتر شدن‌ بايد چه‌ كار كرد.
- بهترين‌ تفريح‌؟
بنيامين‌: خوابيدن‌ را خيلي‌ دوست‌ دارم‌، خيلي‌ هم‌ مي‌خوابم‌.
- بعد از خواب‌ چطور؟
بنيامين‌: باز هم‌ خواب‌، در مرحله‌ سوم‌ ترانه‌، شعر و موسيقي‌.
- ورزش‌...
بنيامين‌: ورزش‌ كردن‌ را البته‌ براي‌ حفظ سلامتي‌ خيلي‌ دوست‌ دارم‌، مثل‌ شنا.
- بهترين‌ جمله‌اي‌ كه‌ تا حالا شنيديد....؟
بنيامين‌: شخصي‌ است‌ و نمي‌توانم‌ بگويم‌.
- خوب‌ بهترين‌ جمله‌ عمومي‌ را بگوييد؟
بنيامين‌: بهترين‌ جمله‌ها را زماني‌ مي‌شنوم‌ كه‌ در دوستي‌ دو نفر گفته‌ مي‌شود، در كل‌ با آشتي‌ خيلي‌ موافقم‌.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 9:55  توسط احمد  | 

«روز تلخ تر از تلخ»

آن روز که هر کس هدیه ای می داد دست مادر

                                                                  من مادرم را دادم از دست

آن روز که هر کس شادمان می رفت دیدار مادر

                                                                  رفت دیدار ما گریان به قیامت

آن روز که هر کس مادرش را می گرفت در آغوش

                                                                 آری، من هم گرفتم، لیک سنگ مزارش را

آن روز که گلها تقدیم به «گل» می گشت

                                                                  گشتم به دنبال «گلم» با چشمانی پر اشک

آن روز که چشمان هر کس می دوید دنبال مادر

                                                                 محروم بودند چشمان من از دیدار مادر

                                                                                                                       (نکو)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 14:48  توسط احمد  |