غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار
دختر مجرد
دعاي يك دختر مجرد: خدايا من .واسه خودم از تو هيچي نمي خوام، فقط يه داماد خوب به مادرم قسمت كن!
زنانه
يارو ميره دستشوئي زنونه ميگيرنش ميگن : مگه کوري نميبيني زنونست؟ ميگه من چکار کنم اينجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه
دختر بود
یارو دوشب بعد از عروسي زنش رو ميکشه .ميگن چرا همچين کردي؟ميگه :آخه دختر نبود.ميگن خوب چرا شب اول نکشتيش؟ميگه:آخه شب اول دختر بود.
سیما
یارو از تير برق ميرفته بالا بهش ميگن نرو سيما لخته ميگه:ياالله سيما خانوم
خانم مهندس
دو راه براي خانم مهندس شدن هست :
1) اينقدر درس بخوني تا خانم مهندس شي...
2) يا اينكه يه شوهر مهندس پيدا کني
چرا دیوانه شدی
از يک ديونه ميپرسن چرا ديونه شدي؟ ميگه من يک زن گرفتم که يک دختر 18 ساله داشت دختره زنم با بابام ازدواج کرد. پس زنم مادرزنه مادرشوهرش شد دختر زن من پسري زاييد که داداشه من و نوه ي زنم بود . پس نوه ي منم بود پس من پدربزرگه پسرم بودم . پس زن من….. زياد فکر نکن! قاطي ميکني
حضرت سوج
به یارو ميگن تو پيامبرا به کدومشون ارادات بيشتري داري؟ ميگه حضرت سوج ميگن : حضرت سوج نداريم که؟ ميگه : خودم ديدم پشت يه ماشين نوشته بود يا سوج
کل موجودی
یارو مي ره بانک مي گه: اقا کل موجودي منو بدين همشو مي گيره مي شماره مي گه:درسته بذار سر جاش

